مراد على شمس

345

با علامه در الميزان ( فارسى )

اللَّهِ » * اختصاص خداوند است به خيرات . « 1 » بنابراين ، بركت به‌معناى خيرى است كه در چيزى مستقر گشته و لازمهء آن شده باشد ؛ مانند بركت در نسل كه به‌معناى فراوانى اعقاب يا بقاى نام و دودمان است ، بركت در غذا كه به‌معناى سيركردن مردم بيشترى است ، و بركت در وقت كه به‌معناى گنجايش داشتن براى انجام كارى است كه آن مقدار وقت معمولا گنجايش انجام چنان كارى را ندارد . بنابر آنچه گفته شد ، معناى بركت مانند امور نسبى به اختلاف اغراض مختلف مىشود ؛ چون خيريت هرچيزى به حسب آن غرضى است كه متعلق به آن مىشود ؛ مثلا طعامى كه انسان مىخورد بعضى غرضشان از خوردن آن سير شدن است ، و بعضى تنها حفظ سلامتى است و بعضى منظورشان استشفاء به آن است ، بعضى نظرشان از فلان غذا تحصيل نورانيتى است كه در باطن كه بدان وسيله بهتر بتوانند خداى را عبادت كنند ؛ پس وقتى عمل واحدى چند جور غرض متعلق به آن مىشود بركت در آن نيز معانيش مختلف مىگردد . ولى جامع همه آن معانى اين است كه خداوند خير منظور را با تسبيب اسباب و رفع موانع در آن غذا قرار داده و درنتيجه غرض از آن حاصل گردد . « 2 » س 327 - مقصود از « بركت » در لسان دين چيست ؟ ج - از آنجا كه غرض از دين تنها و تنها سعادت معنوى و يا حسّى منتهى به معنوى است ، لذا مقصود از بركت در لسان دين آن چيزى است كه در آن خير معنوى و يا مادّى منتهى به معنوى باشد ؛ مانند آن دعايى كه ملائكه در حق

--> ( 1 ) . مفردات راغب ؛ ص 44 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 7 ، ص 389 - 391 . [ با تلخيص ]